واژه نامه فرستادن به دوستان نسخه چاپی
واژه نامه‌ی پارسی ویکی
 لغت نامه دهخدا 

واژه نامه‌ی پارسی ویکی

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
دست مریزاد نشانه های اختصاری
دست مریزاد. [ دَ م َ ] (جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ، صوت مرکب ) دعائی است در حالت تحسین شخصی را که از دست او کاری نمایان برآید. کلمه ٔ تحسین باشد استادان پیشه ور و ارباب صنایع را. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). مریزاد دست . دست مریزد.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژهمعنی
دستمریزادمریزاد از مصدر ریختن است . فعل دعا با افزودن الف به ماقبل آخر فعل مضارع ساده ساخته می شود . مانند خدایش رحمت کناد . خدا او را بیامرزاد . که رستم من...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره پارسی ویکی | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در واژه نامه | آخرین واژه های اضافه شده به واژه نامه