واژه نامه فرستادن به دوستان نسخه چاپی
واژه نامه‌ی پارسی ویکی
 لغت نامه دهخدا 

واژه نامه‌ی پارسی ویکی

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
دیب نشانه های اختصاری
دیب . (هندی ، اِ) دیپا(در سانسکریت ) ذیب . ذیبة در زبان مردم هند بمعنی جزیره است . (از الجماهر ص 43). کلمات مالدیو، لاکدیو، دیودیپ ، ساتادیپ ، سرندیب ، سنگل دیب ، مالدیب ترکیب با این کلمه است . (دیبجات =مجمعالجزایر) (یادداشت مؤلف ). ج ، دیبات ؛ الدیبات و هی الجزائر. (ماللهند ص 80).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.59 ثانیه
واژهمعنی
دیب دیب . (اِخ ) بندری است در جنوب شبه جزیره ٔ کاتیاور که بیست میل مربع وسعت و 1900 تن سکنه دارد و از مستملکات پرتغال است . (فرهنگ فارسی معی...
دیب دیب . (ترکی ، اِ) بیخ و بن هر چیز را گویند. (برهان ). و نیز در ترکی معنی شایستگی و خوشبختی و ته و پا و پایه دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره پارسی ویکی | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در واژه نامه | آخرین واژه های اضافه شده به واژه نامه