واژه نامه فرستادن به دوستان نسخه چاپی
واژه نامه‌ی پارسی ویکی
 لغت نامه دهخدا 

واژه نامه‌ی پارسی ویکی

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
طراز یزدی نشانه های اختصاری
طراز یزدی . [ طَ زِ ی َ ] (اِخ ) هدایت آرد: نامش میرزا عبدالوهاب . فاضل ادیب و با خطی لایق و فضلی فایق است ، اما ملاقاتش میسر نشده [ و ] استماع افتاده که در این اوان رحلت یافته است . از اوست :
گفتم که مار بوده نگهبان گنج زر
داری نگاهبان ز چه بر گنج حسن مار
گفتا که فرق ننهد ترسم ز حرص جود
هنگام گنج بخشی گنجور شهریار.

# # #


آنچه معلوم شد از کار خرابات این است
که علاج غم دیرینه می دیرین است
باده را عیب نگفتند بجز تلخی طعم
بی خبر کز کف شیرین دهنان شیرین است
نقطه ٔ عشق بود مرکز پرگار وجود
آنچه بیرون بود از دایره ٔ عقل این است .

# # #


اینهمه لطف کلام و حسن شمائل
خون شود آن دل که شد بغیر تو مائل
گرنه بجنگست چشم مست تو با ما
تیغ چرا ز ابروان فکنده حمائل
منع کسان چون توان ز طوف در دوست
کس نتواند ز قبله منع قبائل .

# # #


چه حاجت سیر بستانم قدم گر رنجه فرمائی
که هر دم از رخ گلگون بهاری تازه بنمائی
از آن زلف سیه مشکل که شامم را سحر باشد
مگر زآن چاک پیراهن دری از صبح بگشائی .

(مجمعالفصحاء ج 2 ص 339).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره پارسی ویکی | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در واژه نامه | آخرین واژه های اضافه شده به واژه نامه