واژه نامه فرستادن به دوستان نسخه چاپی
واژه نامه‌ی پارسی ویکی
 لغت نامه دهخدا 

واژه نامه‌ی پارسی ویکی

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 
بیجک نشانه های اختصاری
بیجک . [ ج َ ] (هندی ، اِ) لفظ هندی است بمعنی آنچه سوداگران قیمت خرید جنس با تمامی اخراجات محصول و کرایه و غیره نوشته نزد خود نگاهدارند تا هنگام فروخت آن ملاحظه نموده سود و منفعت سوای از جمع و سرمایه ٔ خود بگیرند. (غیاث ) (آنندراج ). بلیط صرافان و سوداگران . و نوشته ٔ یادداشت در خرید و فروخت و معاملات سوداگری . (ناظم الاطباء). قطعه کاغذی که فروشنده ٔ جنس نوع کالا و کمیت آنرا در آن یادداشت کند و بخریدار دهد. فاکتور. (فرهنگ فارسی معین ).حواله یا قبض رسیدی غالباً در کاغذی به قطع کوچک .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره پارسی ویکی | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در واژه نامه | آخرین واژه های اضافه شده به واژه نامه