اوام
نویسه گردانی:
ʼWʼM
اوام . [ اُ ] (ع اِ) تشنگی یا گرمی آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تشنگی .(مهذب الاسماء). || دود. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || دوار سر و سرگیجه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گردش سر. (آنندراج ). || زه کمان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رودساز. (از آنندراج ). || بانگ و فریاد تشنه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).
واژه های همانند
۱۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
عوام فهم . [ ع َ ف َ ] (ن مف مرکب ) آنچه قابل فهمیدن عوام باشد. (فرهنگ فارسی معین ). || ساده . همه کس پذیر.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
عوام فریب . [ ع َ ف ِ / ف َ ] (نف مرکب ) مخفف عوام فریبنده . آنکه عوام را بفریبد. آنکه مردم را گول زند. (فرهنگ فارسی معین ). || که ظاهری ...
عوام فریبی . [ ع َ ف ِ / ف َ ] (حامص مرکب ) عمل عوام فریب . (فرهنگ فارسی معین ). فریفتن عوام . گول زدن عوام . رجوع به عوام فریب شود.