اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بجان رسانیدن

نویسه گردانی: BJAN RSANYDN
بجان رسانیدن . [ ب ِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) واصل ساختن به جان . || به تنگ آوردن . عاجز کردن . زله کردن . بستوه آوردن :
برسانید به خاک قدم یار مرا
که رسانید به جان این دل بیمار مرا.

صائب .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.