گفتگو درباره واژه گزارش تخلف جغ نویسه گردانی: JḠ جغ. [ ج ُ ] ۞ (اِ) چوبی است که بر گردن گاو قلبه کش و زراعت کننده نهند. (برهان ). و به هندی جوا گویند. (غیاث ). جوغ . جوه . جو. چغ. یوغ را گویند. رجوع به چغ و یوغ شود. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه واژه معنی بازار جق بازار جق . [ ] (اِخ ) (ناحیه ...) نام ناحیه ای است در ولایت خداوندگار و مرکب از 21 پارچه قریه ، مردمش مسلمان اند. جنگلها ومرعاهای بسیاری دا... بازار جق بازار جق . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز قضائی است در سنجاق وارنه از بلغارستان که در 50 هزارگزی شمال وارنه ، و در 95 هزارگزی سلستره بر جاده ٔ واق... طاقچه جق طاقچه جق . [ چ َ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. واقع در 40هزارگزی باختر سراسکند و 25هزارگزی بخط آهن میانه - مر... مشگین جق مشگین جق . [ م ِ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان آتش بیک است که در بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع است و 678 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ا... قلعه جق جدید قلعه جق جدید. [ ق َ ع َ ج ُ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 26هزارگزی شمال خاوری بجنورد و 3هزارگزی ... قلعه جق کوچک قلعه جق کوچک . [ ق َ ع َ ج ُ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 20هزارگزی شمال بجنورد و 4هزارگزی باخت... تازه آباد قلعه جق تازه آباد قلعه جق . [ زَ دِ ق َ ع َ ج ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج است که در 40هزارگزی خاور رزاب و 3هزارگزی باخ... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود