دروج
نویسه گردانی:
DRWJ
دروج . [ دَ ] (ع ص ) باد تند و تیز، گویند: ریح دروج ، و نیز قدح یا سهم دروج ؛ تیر سریعو تند و تیز. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
دروج . [ دُ ] (ع مص ) رفتن . (از منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). مشی .(از اقرب الموارد). || به آخر رسیدن قوم .(از منتهی الارب ). درگذشتن ...
دروج . [ دُ ] (ع اِ) ج ِ دَرج . (ناظم الاطباء). رجوع به دَرْج شود.
دروج. (ا. اوستا.). دروغ. «دروج» ( ماخوذ از اسم معنای druj- در زبان اوستایی با جنس دستوری مونث). دروج، به معنای «فریب و دروغ»، جوف فژی (= پلشتی؛ بدبختی...
"دروج نسو" ، دیوِ لاشه است. دیوِ لاشه تجسم سرایت بیماریها و ناپاکی، و تجسم روح متلاشی و فاسد شدن میباشد.
منبع : هینلز, جان ر. - شناخت اساطیر ای...