گفتگو درباره واژه گزارش تخلف ساسم نویسه گردانی: SASM ساسم . [ س ِ ] (اِ) نانخواه وآن تخمی است که بروی خمیر نان پاشند. (برهان ) (آنندراج ). و برگزیدگی عقرب طلا کنند نافع باشد. (آنندراج از هفت قلزم ).نانخواه وزنیان . (ناظم الاطباء). سیساما ۞ . دانه ای خوشبوی که بروی نان ریزند. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه واژه معنی ساسم ساسم . [ س َ ] (ع اِ) درختی است سیاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (فهرست مخزن الادویه ) (الفاظ الادویه ). آبنوس . (منتهی الارب ) (دهار)(الفاظ ال... نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود