اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

غیاث الدین

نویسه گردانی: ḠYAṮ ʼLDYN
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) پیراحمد خوافی . وزیر شاهرخ میرزا (820 هَ . ق .). رجوع به پیراحمد خوافی در همین لغت نامه ، حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 554 و 601 و ج 4 ص 2 و3 و 12 و 20 و 40 و 41و روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج 1 ص 218 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۸ ثانیه
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) توقتمش یا توختامش یا تقتامیش . یکی از خانان آق اردو در دشت قبچاق شرقی از خاندان اردا. وی از 778 تا 799 هَ . ق...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) جلال شاه بن محمدسور، از ملوک بنگاله . به سال 968 هَ . ق . به سلطنت رسید. (از معجم الانساب زامباور ج 2 ص 428)...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) جمشیدبن مسعودبن محمودبن محمد کاشانی . محیط طباطبائی در مقاله ٔ خود بعنوان «غیاث الدین جمشید» چنین آرد: غیاث ال...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) (مولانا...) جمشید قاینی ابن مولانا سلطان بخت . پدرش کاتب دارالقضاة قاضی قطب الدین احمد امامی بود. مولانا جمشید ...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) جهانگیر او بزرگترین فرزند تیمور لنگ بود.در اوایل سلطنت پدرش به سال 778 هَ . ق . در 20سالگی مرد، و در «سبز» دفن...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) چلبی . از دانشمندان عثمانی در زمان سلطان بایزیدخان (اوایل قرن دهم هجری ). وی معروف به پاشا چلبی بود. مدتی...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) (امیر...) حاجی خراسانی . جد اعلای امیر مبارزالدین محمد که نخستین ازسلاطین آل مظفر (718 - 795 هَ . ق .) بود. وی ...
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) (امیر...) حاجی میرآخور. والی کرمان در عهد شاه شجاع . رجوع به تاریخ حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 299 شود.
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) خلجی . رجوع به غیاث شاه بن محمودشاه خلجی و غیاث الدین بن محمودشاه شود.
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) داودبن محمود، مکنی به ابوالفتح ، از سلجوقیان عراق . او به سال 525 هَ . ق . بحکومت جبل و آذربایجان رسید. (از ...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۱۴ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.