اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

کرار

نویسه گردانی: KRʼR
کرار. [ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کَرّ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به کر شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
کرار. [ ک َ ] (ع اِ) مهره ای است که زنان بدان مردان را بند نمایند. تقول للساحرة یا کرار کریة و یا همرة اهمریه ان اقبل فسریه و ان ادبر فضری...
کرار. [ ک َرْ را ] (ع ص ) برگردنده . (منتهی الارب ). بازگردنده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بازگرداننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || حمل...
کرار. [ ک َرْ را ] (اِخ ) از القاب حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام ، چه آن حضرت در جنگ بر صف دشمنان باربار حمله می کرد و ه...
کرار. [ ک ُ ] (اِ) چوب زیرین در خانه باشد که چوب آستان است . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || زمینی که بجهت سبزی کاشتنی و غیر آن مستعد کرد...
حیدر کرار. [ ح َ دَ رِ ک َرْ را ] (اِخ ) لقبی است امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع ) را : کفوی نداشت حضرت صدّیقه گر می نبود حیدر کرارش . ناصرخس...
حیدر کرار. [ ح َ دَ ک َرْ را ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیدون بخش حومه ٔ شهرستان بهبهان . در 5هزارگزی خاور راه شوسه ٔ آغاجاری به بهبهان . دار...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.