کوثر
نویسه گردانی:
KWṮR
کوثر. [ ک َ ث َ ] (اِخ ) سوره ٔ صدوهشتمین از قرآن ، مکیه و آن سه آیت است ، پس از ماعون و پیش از کافرون . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
واژه های همانند
۱۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
کوثر. [ ک َ ث َ ] (ع ص ، اِ) بسیار از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || غبار بسیار و برهم نشسته . (منتهی الارب ) (آنندرا...
کوثر. [ک َ ث َ ] (اِخ ) جویی است در بهشت که از آن جمیع چشمه های بهشت جاری می گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نهری در بهشت . (از اقرب الموار...
کوثر. [ ک َ ث َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی است که در بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور واقع است و 118 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران...
کوثر. [ ک َ ث َ ] (اِخ ) روستایی است در طائف و حجاج بن یوسف در آنجا معلم بود. (از معجم البلدان ).
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
ده کوثر. [ دِه ْ ک َ ث َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سربند بالابخش سربند شهرستان اراک . واقع در 22هزارگزی جنوب باختری آستانه . دارای 689 تن ...
حوض کوثر. [ح َ ض ِ ک َ ث َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حوضی است در بهشت . (ناظم الاطباء). حوضی بیرون بهشت در موقف که منبع آن کوثر است . (یاد...
سورهٔ کوثر (به عربی: سورَةُ الْکَوْثَر) یکصد و هشتمین سوره قرآن بر اساس ترتیب مصحف عثمانی و دارای سه آیه است. کوثر در جزء سیام قرار دارد و جایگاهش در...
کبلا کوثر.[ ک َ ک َ ث َ ] (اِ مرکب ) در تداول عامه (= کربلائی کوثر). یک مرد. فلان . یک مرد ناچیز. (یادداشت مؤلف ).
ساقی کوثر. [ ی ِ ک َ کُو ث َ ] (اِخ ) لقب امیرالمؤمنین علی علیه السلام : گرطالب فیض حق به صدقی حافظسرچشمه ٔ آن ز ساقی کوثر پرس . حافظ. ...