محمد
نویسه گردانی:
MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن طلحةبن عبیداﷲ قرشی تیمی . پدرش او را نزد پیامبر اسلام آورد. رسول (ص ) او را محمد نام گذارد و به ابوالقاسم مکنی نمود. مادرش ، حمنه ، خواهرزاده ٔ زینب بنت جحش همسر پیامبر است . محمدبن طلحة بسبب کثرت عبادت به سجاد ملقب بود. در سال 36 هَ . ق . در جنگ جمل به قتل رسید. او از طرفداران علی (ع ) بود اما به خاطر پدرو وفاداری به وی حاضر نشد که در صف یاران علی (ع ) قرارگیرد. هنگامی که علی (ع ) کشته ٔ او را دید گفت : هذا السجاد قتله بره بابیه . (از اسد الغابة ج 4 ص 323).
واژه های همانند
۱,۰۱۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۵۲ ثانیه
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالخالق . رجوع به ابوعبداﷲ دینوری شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالدائم . رجوع به ناصرالدین محمدبن عبدالدائم شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالدائم بن موسی عسقلانی برماوی . رجوع به بر ماوی شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن . رجوع به ابن الصائغ و ابن باجه شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن . رجوع به ابوسعید محمدبن ابی السعادات عبدالرحمن ... و نیز رجوع به وفیات الاعیان ج 4 صص 390 - 39...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن ابوعطیه ٔ بصری . رجوع به عطوی ابوعبدالرحمن شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن ابی لیلی . رجوع به ابن ابی لیلی و نامه ٔ دانشوران ج 1 ص 376 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن قبه ٔ رازی . رجوع به ابن قبه ... و نامه ٔ دانشوران ج 2 ص 148 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن محمدبن مسعود بندهی . رجوع به ابوسعید محمدبن ابی السعادات عبدالرحمن ... بندهی (پنجدهی ) و معجم...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن مغیره . رجوع به ابوعبدالرحمن محمد... و ابن ابی ذئب ابوالحرث محمدبن عبدالرحمن شود.