نأد
نویسه گردانی:
NAD
نأد. [ ن َءْدْ ] (ع مص )ذهاب . || بد خواستن . (منتهی الارب ). || حسد بردن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). کینه . حسد. رشک . (ناظم الاطباء). || بلا و رنج رسیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). || زهیدن آب از زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نزّ. (معجم متن اللغة) (از المنجد).
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۳ ثانیه
ناد. (اِ) بانگ . صدا. آواز. (ناظم الاطباء).
ناد. [ نادد ] (ع اِ) رزق . روزی . (ناظم الاطباء). رزق . (آنندراج ). لیس له ناد؛ نیست مر او را رزق . (منتهی الارب ).لیس لهم ناد؛ ای رزق . ج ، ...
ناد. [ نادد ] (ع ص ) رمنده و پراکنده شونده . (ناظم الاطباء). رمنده . (اقرب الموارد). ج ، نواد.