اداء
نویسه گردانی:
ʼDʼʼ
اداء. [ اِ ] (ع اِ) سربند خیک .
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
ادا و اصول . [ اَ وُ اُ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) ادا اصول . رجوع به ادا شود.- ادا و اصول درآوردن ؛ در تداول عوام ، کراهت به تصنع نمودن .
شیرین ادا. [ اَ ] (ص مرکب ) که با شیرینی ادای سخن کند. کسی که گفتار او با بلاغت و فصاحت بود. (ناظم الاطباء). خوش سرا و خوش بیان . (آنندراج )...