اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

باذار

نویسه گردانی: BAḎʼR
باذار. (اِخ )(بند...) ظاهراً بندی به یمن از ساخته های بهمن : از آثار او [ بهمن ] بند کوارفارس و باذار در یمن . اکنون آنرا تماشا خوانند... (تاریخ گزیده چ عکسی ص 98).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
غرچه بازار. [ غ َ چ َ ] (اِخ ) شهری به کریمه ۞ . قره سوبازار ۞ . رجوع به قره سوبازار شود.
قاسم بازار. [ س ِ ] (اِخ ) قصبه ای است نزدیک شهر مرشدآباد در ایالت راجچاهی در بنگاله ٔ هندوستان و به علت منسوجات ابریشمی معروف است . (از ق...
یکشنبه بازار. [ ی َ / ی ِ شَم ْ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب )بازار دادوستد که روز یکشنبه ٔ هر هفته تشکیل شود.
بازار آنلاین به نوع جدیدی از بازار گفته می شود که عرضه و تقاضا برای کالا از طریق اینترنت انجام می شود و در آن عرضه کالا و خدمات از طریق فروشگاه های مج...
بازار سراجان . [ رِ س َرْ را ] (اِخ ) بازاری بسیستان : کشته شدن یمین الدین بهرام شاه بن حرب بر دست ملاحده که به اسم فدایی بودند در بازا...
بازار اردشیر. [ رِ اَ دَ ] (اِخ ) صاحب نزهةالقلوب ذیل هشت موضع طرف جنوبیه آرد، به یمن ، اکنون تماشا میخوانند. از اقلیم اول است . بهمن بن اس...
بازار بزازان . [ رِ ب َزْ زا ] (اِخ ) بازاری به بخارا. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 392 شود.
بازار صرافان . [ رِ ص َرْ را ] (اِخ ) بازاری به بخارا : آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد و در بازارها افتاد چنانکه ببازار صرافان رسید. (تاریخ ...
بازار طواویس . [ رِ طَ ] (اِخ ) دهی است بزرگ و آبادان . پانزدهم روز از مژیخند: و هفت روز باشد این بازار ۞ . (التفهیم چ همایی ص 266).
بازار عاشقان . [ رِ ش ِ ] (اِخ ) بازاری به بلخ : چون بیلخ رسید بازار عاشقان را که بفرمان او برآورده بودند سوخته دید.(تاریخ بیهقی چ ادیب ...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۱۰ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.