طلة
نویسه گردانی:
ṬL
طلة. [ طَل ْ ل َ ] (ع اِ) طلاء. می خوش مزه . (منتهی الارب ). شراب خوش طعم . ج ، طَلاّت . (مهذب الاسماء). || باد خوش . || مرغزار باران رسیده . || زن مرد. (منتهی الارب ). زن . ج ، طلات . (مهذب الاسماء). || (ص ) زن سالخورده . || زن بیهوده گوی . زن بدزبان . || دسترس در خوردنی و نوشیدنی . (منتهی الارب ).
واژه های همانند
۴۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
طلح الغباری . [ طَ حُل ْ ؟ ](اِخ ) موضعی است مر بنی سِنْبِس را. (منتهی الارب ).
تله ویزیون . [ ت ِ ل ِ یُن ْ] (فرانسوی ، اِ) تلویزیون . رجوع به تلویزیون شود.