اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اصمان

نویسه گردانی: ʼṢMAN
اصمان . [ اَ ص َم ْ ما ] (اِخ ) نام دو جایگاه است ، یعنی اصم الجلحاء و اصم السمرة که دو موضعاند در بلاد بنی عامربن صعصعة بعد از آن مر بنی کلاب را. (منتهی الارب ). و رجوع به اصم ، و معجم البلدان شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
عسمان . [ ع َ س َ ] (ع مص ) یورتمه رفتن ستور. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
عسمان . [ ع َ س َ ](ع اِمص ) «خَبَب » ستور که نوعی از دویدن است . (منتهی الارب ). خبب ستور و یورتمه ٔ ستور. (ناظم الاطباء).
ام عثمان . [ اُم ْ م ِ ع ُ ] (ع اِ مرکب ) مار. (از المرصع).
ام عثمان . [ اُم ْ م ِ ع ُ ] (اِخ ) نام چند تن از زنان صحابی بوده . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 258 و ریحانة الادب ج 6 ص 226 و خیرا...
چم آسمان . [ چ َ ](اِخ ) دهی از دهستان ایدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در 26 هزارگزی جنوب باختری فلاورجان به گردنه سرخ واقع است . ...
خط آسمان . [ خ َطْ طِ س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حبیکه ؛ راه ستاره ها که مسیر آنها در آسمان است . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به حبیکه در ا...
آل عثمان . [ ل ِ ع ُ ] (اِخ ) پادشاهان ترکیه که از سال 699 تا سال 1342 هَ .ق . در آسیای صغیر سلطنت داشته اند. مؤسس این سلسله که به نام ا...
دم آسمان . [ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ بخش مرکزی شهرستان گلپایگان . سکنه ٔ آن 141 تن . آب از قنات و چاه . (از فرهنگ جغرافیایی ای...
آسمان خراش-بنای بلند
آسمان خراش
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۱۰ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.