تخت
نویسه گردانی:
TḴT
تخت . [ ت ُ ] (اِ)بمعنی دُخْت که اختصار لفظ دختر است . (لسان العجم شعوری ج 1 ورق 303 الف ). دخت و دختر. (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۱۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
باغ تخت قاجاریه . [ غ ِ ت َت ِ ری ی َ ] (اِخ ) باغی است در جانب شمال شیراز به مسافت یک میل ، در کنار تپه ای که اتابک قراچه والی مملکت ...
تخت تپه (به انگلیسی مسا: mesa از ریشه ای پرتغالی و اسپانیائی به معنای میز) در زمینشناسی به تپهها یا کوههای وسیع و تکافتاده که دامنههای پرشیب دارن...