عثمان
نویسه گردانی:
ʽṮMAN
عثمان . [ ع ُ ] (اِخ ) ابن علی بن ابی بکربن علی الجبلجیوی (یا جبلجیلوی ) کوه گلوئی ملقب به بهاالدین مکنی به ابوالمحاسن . قاضی شیراز است از عزالدین جماعة حدیث شنید مولدش قبل از قرن هفتم هجری است . نزد لسان الدین نوح بن محمد سمنانی و خطیب شمس الدین مظفربن محمد خطیبی خلخالی فقه آموخت . وی مفتی مذاهب اربعة بود قضاء فارس و نواحی آن را یافت و در مدرسه عضدیه درس میگفت در تبریز با علاءالدین طاوسی و فخرالدین جالردی و شرف الدین طیبی و شمس خطیبی سابق الذکر مصاحبت کرد. از کتب اوست : بیان الفتاوی فی شرح الحاوی ، شرح الشامل الصغیر لابن المفسر، شرح المنظومة فی الفرائض ، الرسالة البالغة فی الاجتهاد، ایجاز المختصر لابن الحاجب ، و او راست : اساتید عالیه . وی به سال 782 هَ . ق . به شیراز درگذشت . (از شدالازار ص 361 و حاشیه ٔ آن ).
واژه های همانند
۹۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
آسمان . [ س ْ / س ِ ] (اِ) ۞ چرخ . سماء. سما. فلک . اثیر. ام النجوم . سپهر. گنبد. گردون . گرزمان . خضراء. خضرا. میناء. عجوز. جرباء. رقیع. ضاحیه . ج...
آسمان . [ س ْ / س ِ ](اِ) نام روز بیست وهفتم یا بیست وپنجم و بعضی بیست وششم گفته اند از هر ماه فارسی . و در این روز نیک است بسفر دور شدن و ن...
آسمان . [ س ْ / س ِ ] (اِخ ) نام کوهی نزدیک بندر نخیلو بجنوب ایران .
دم آسمان . [ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ بخش مرکزی شهرستان گلپایگان . سکنه ٔ آن 141 تن . آب از قنات و چاه . (از فرهنگ جغرافیایی ای...
خط آسمان . [ خ َطْ طِ س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حبیکه ؛ راه ستاره ها که مسیر آنها در آسمان است . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به حبیکه در ا...
چم آسمان . [ چ َ ](اِخ ) دهی از دهستان ایدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در 26 هزارگزی جنوب باختری فلاورجان به گردنه سرخ واقع است . ...
گهر آسمان . [ گ ُ هََ رِ س ِ ] (ترکیب اضافی ) مخفف گوهر آسمان . رجوع به ذیل همین کلمه شود.