رصد خانه
نویسه گردانی:
RṢD ḴANH
رصد واژه ای عربی و خانه پارسی است؛ همتای پارسی این ترکیب عربی - پارسی، این است: پایاتان (پایات؛ سغدی + پسوند مکان ساز آن؛ مانند بیابان؛ بی + آب + آن؛ جایی که آب ندارد؛ یا خیابان؛ خی: مشک + آب + آن؛ گذرگاهی که مشک آب می نهادند تا تشنگان بنوشند)***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
رصدخانه . [ رَ ص َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) رصدگاه . جایی که در آن رصد بندند. (از فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء). مرصد. رصدگاه . رصدگه . (یا...
رسدخانه . [ رَ س َ ن َ / ن ِ ] (مرکب ، اِ) رصدخانه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رصدخانه شود.
رصد خانه مراغه : بدین معناست که در زمان خواجه نصیرالدین طوسی در زمان حکومت ایلخانیان که در آن زمان به دست خواجه ساخته شد. در آن زمان برای رصد ستارگان ...