اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نعم

نویسه گردانی: NʽM
نعم . [ ن ِ ع َ ] (ع اِ) ج ِ نعمة. (از منتهی الارب ). نعمت ها :
داد برخسرو است فضل بر شهریار
جود بر شاه شرق بخشش مال و نعم .

منوچهری .


آن است بی زوال سرای ما
والا وخوب و پرنعم و آلا.

ناصرخسرو.


سوابق نعم خداوندی ملازم روزگار بندگان است . (گلستان سعدی ).
همیشه در کرمش بوده ایم و در نعمش
زآستان مربی کجا روند اطفال .

سعدی .


شبی در جوانی و طیب نعم
جوانان نشستیم چندی بهم .

سعدی .


جواب سائلان از وی نعم باشد نعم درپی
بجز وقت تشهد در کلامش کس نیابد لا.

سلمان ساوجی .


رجوع به نعمت و نعمة شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۲ ثانیه
پژوهش و نگارش از sayogine@yahoo.com ایرانیان باستان برای هر روز نامی گذاشتند تا یادآوری آنها، آنان را از بدی ها بازدارد. این نام ها نخست به زبان په...
احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰ اهواز - ۱۲ مهر ۱۳۸۱ تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی می‌دانند. معروفترین ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
چرا نام کوروش پادشاه هخامنشی در ادبیات فارسی نیست؟ نام و سرگذشت شاهان هخامنشی، ماد، و ایلامی در منابعی است که به خط میخی، اوستایی، ایلامی و سغدی است. ...
تارتاریا (به لاتین: Tartaria) یا تارتاری (به فرانسوی: Tartarie) یا تارتاریای بزرگ (به لاتین: Tartaria Magna)، تاتارستان[۱]، نامی عمومی بوده که اروپایی...
بازل (به آلمانی: Basel، به فرانسوی: Bâle) سومین شهر پرجمعیت کشور سوئیس است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۶ برابر با ۱۶۵٬۵۲۹ نفر و با احتساب حومه ۷۳۱٬۰۰۰...
« قبلی ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ صفحه ۱۴ از ۱۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.